کاربست رویکرد کارکردگرایی دیوید میترانی در سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران: الزامات، ظرفیت‌ها و پیامدهای همگرایی با کشورهای جنوبی
کد مقاله : 1052-IFPOLICY3TH-FULL (R1)
نویسندگان
محمد سلطانی رنانی *1، علی علی حسینی2، نساج حمید3
1دستیار اموزشی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
2دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد
3دانشیار گروه علوم سیاسی ،دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده مقاله
جهانی‌شدن و افزایش وابستگی‌های اقتصادی میان واحدهای سیاسی، الگوهای سنتی روابط بین‌الملل را دستخوش تحول کرده است. در چنین شرایطی، بهره‌گیری از نظریه‌هایی که بر همکاری، کارکرد تخصصی نهادها و همگرایی تدریجی میان کشورها تأکید دارند، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. نظریه کارکردگرایی دیوید میترانی با محور قرار دادن همکاری‌های فنی و اقتصادی، معتقد است که روابط میان کشورها می‌تواند از طریق ایجاد نهادهای مشترک، توسعه تعاملات تخصصی و گسترش همکاری‌های عملیاتی، از سطح همکاری‌های محدود فراتر رفته و به شکل‌گیری وابستگی متقابل پایدار منجر شود. این وابستگی متقابل، نه‌تنها زمینه‌ساز ثبات منطقه‌ای است، بلکه در بلندمدت امکان دستیابی به صلح مثبت را نیز فراهم می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان بهره‌گیری از رویکرد کارکردگرایانه میترانی در سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران، به تحلیل ظرفیت‌ها، مزیت‌های اقتصادی، فنی و ژئوپلیتیکی ایران در ارتباط با کشورهای جنوبی خود می‌پردازد. بر این اساس، پرسش اصلی آن است که چگونه می‌توان از سازوکارهای پیشنهادی کارکردگرایی برای تسهیل و گسترش روابط ایران با همسایگان جنوبی استفاده کرد. فرضیه پژوهش آن است که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با گسترش همکاری‌های اقتصادی، ایجاد نهادهای فنی مشترک، بهره‌گیری از متخصصان و تقویت زیرساخت‌های هم‌پیوندی، زمینه همگرایی با کشورهای جنوب خود را فراهم سازد. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که بهره‌گیری از رویکرد کارکردگرایانه، در صورت توجه به منافع مشترک، مدیریت اختلافات و اولویت دادن به همکاری‌های فراسیاسی، می‌تواند نقش مؤثری در تقویت اعتماد، کاهش تنش‌ها و ایجاد زمینه‌های پایدار همگرایی منطقه‌ای ایفا نماید.
کلیدواژه ها
دیوید میترانی، کارکردگرایی، وابستگی متقابل، همگرایی، کشورهای همسایه
وضعیت: پذیرفته شده