| نقش دیپلماسی عمومی مبتنی بر هوش مصنوعی در مواجهه با اسلامهراسی |
| کد مقاله : 1005-IFPOLICY3TH-FULL (R2) |
| نویسندگان |
|
ندا رضایی *1، مسعود جعفری نژاد2 1دانشگاه ازاد 2دانشگاه آزاد اصفهان |
| چکیده مقاله |
| دیپلماسی عمومی به تلاشهای دولتها برای برقراری ارتباط و تعامل با مردم کشورهای دیگر به منظورتاثیرگذاری بر افکار عمومی و ترویج منافع ملی خود اطلاق می گردد. این نوع از دیپلماسی، شامل فعالیتهایی مانند تبادلات فرهنگی، برنامه های آموزشی، رسانه های بین المللی، و ارتباطات مستقیم با مردم است که باید مانع تدوین خط و مشیها و اجرای سیاستهایی شود که ناآگاهانه به عمد یا سهو، آثار آن نتیجه ای منفی برای منافع کشور خودی داشته باشد. . هوش مصنوعی به مثابه یکی از ارکان اصلی تحولات قرن بیست و یکم، میتوانددر زمینه های مختلفی مانند دیپلماسی عمومی، فرهنگ سازی، آموزش، گردشگری، و اقتصاد، به افزایش جذابیت و نفوذ کشورها در سطح جهانی کمک کند..هدف اصلی این پژوهش ، واکاوی نظری و راهبردی نقش دیپلماسی عمومی مبتنی بر هوش مصنوعی در مقابله با پدیده اسلامهراسی است ،لذا این پژوهش کاربردی ؛ با کاربست روش تحلیل ساختاری اسپریگنز و در چارچوب نظری سازه انگارانه ، اسلامهراسی را نه یک واقعیت عینی ثابت، بلکه یک سازه گفتمانی در نظر می گیرد که در بستر روابط قدرت و شرایط خاص تاریخی فرهنگی ایجاد شده است. و نیز هوش مصنوعی به مثابه یک فناوری گفتمانساز میتواند با تغییر در شیوههای تولید، توزیع و مصرف معنا، در بازتعریف هویت جمعی مسلمانان و تضعیف گفتمان اسلامهراسانه نقش ایفا کند. یافتهها حاکی از آن است که موفقیت این راهبرد، منوط به درک عمیق از لایههای گفتمانی اسلامهراسی، خلق روایتهای بدیل قوی و پایبندی به اصول هنجاری در طراحی و بهکارگیری فناوری است. |
| کلیدواژه ها |
| دیپلماسی عمومی، هوش مصنوعی، اسلامهراسی،قدرت نرم ،جهان اسلام |
| وضعیت: پذیرفته شده |
